جونم براتون بگه که با استادام حرفیدم
بعد از دوسال دوباره برمیگردم سرکلاس و اموزش مایا...
با غزال هم اشتی نمودیم البته قهر نبودیم ولی خوب از همم بی خبر بودیم و اون مشغول و منم افسردع و بی حوصله تر از اونی بودم که سراغش برم...
اتفاق های خوبی امروز افتاد...
یه اتفاق باحالم افتاد دلم میخواد بهش فکر کنم و ته دلم قند اب کنن ولی فقط تاریخشو میزنم و نمیگم چه اتفاقییی دلم میخواد مرموز بمونم و یکم به مخم فشار بیارم بعد ها که این نوشته رو میخونم...تاریخ اتفاق مهمم98/1/20 ساعت1:53 شب البته ساعتم خراب بود یکم عقبه حال ندارم درستش کنم
اهنگ وبلاگ رو هم میخوام عوض کنم پیشنهاد بدین ترجیحا لایت و ملایم و خواننده باحالی باشه باند ماندم نباشه :|(با احترام به طرفداراشون)
مسواک زده، حموم رفته، تر تمیز اماده ی یه شروع دوباره ام
خدارو شکر میکنم بابت همه ی دگرگونی هام
و تو ذهنم این بیت یار در بر و ایام بکام است هی پلی میشه....
و دیگر هیچ
تاریخ تولد یا جوک سال...ما را در سایت تاریخ تولد یا جوک سال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133